این نوشته، نقدی است بر بخش سوم منشور زنان جبههی مشارکت، “جهتگیریها و تجویزها”، که بخش پایانیی منشور است. این بخش شامل نه بند است، که البته طولانیترین بند آن در شش قسمت به مسئلهی “خانواده” میپردازد. از آنجایی که جبههی مشارکت با اصرار و پافشاری روی محور خانواده در منشور زنان تکیه میکند، من
این نوشته دربارهی “منشور زنان” جبههی مشارکت است، و نگاهی دارد به بند دوم این منشور تحت عنوان “مسایل و مشکلات زنان”. این بخش چنین شروع میشود که: “بخش قابل ملاحظهای از زنان ایرانی از موقعیت و جایگاه کنونیی خود ناراضیاند، و انتظار دارند که مراکز تصمیمگیری و خط مشیگذاری کشور، توجهی ویژه به حل
طبق خبر سایت زنان ایران، جبهه مشارکت طرح منشور زنان را تهیه کرده، و آن را به نظرخواهی عمومی میگذارد. اکنون سایت امروز این طرح را منتشر کرده است، و شما هم میتوانید آن را در صفحه امروز، در قسمت زنان امروز، ببینید. اول از همه باید بگویم که به عنوان یک زن خشنود هستم
دکتر س. بنا يكشنبه ٤ خرداد ١٣٨٢ در ايران احتياج به يک تغيير اساسی در زمينه سياست محسوس است. تقريبا همه از عباس امير انتظام و اصلاحطلبان و جمهوریخواهان گرفته تا رضا پهلوی، از رفراندوم وهمه پرسی و مراجعه به آراء عمومی صحبت میکنند. اما روشن نيست که هريک چه موضوعی را برای همه پرسی،
دکتر س. بنا سهشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۲ محمد رضا خاتمی در مصاحبه اخير خود در جمع خبرنگاران پارلمانی صحبت استعفا و خروج از حاکميت را بطور جدی مطرح کرده است و گفته است که “حرفهايمان را موقع استعفا میزنيم.” پرسش اين است که چه حرفهايی را هنگام استعفا خواهيد زد که الآن نمیتوانيد
دکتر س. بنا شنبه ٦ ارديبهشت ١٣٨٢ دوستي نوشتهام را با عنوان “ما و سازمان ناتني مجاهدين: اگر خاموش بنشينيم، گناه است!” را خوانده بود و برايم نوشت: “قطعا تجاوز نظامي امپرياليسم فرموده صدام به ايران را بخاطر داريد، در آن جنگ فرزندي از فرزندان وطن من و شما براي دفع تجاوز در مرزهاي کشور
دکتر س. بنا سازمان مجاهدين خلق پديده غريبي است: اعضايش خواهران و برادران تني ما هستند، ولي سازمان مجاهدين و سياست هاي آن با مردم ما ناتني است! و متاسفانه حتي با اعضاي خودش هم ناتني است. سازمان مجاهدين – به هر دليلي – متاسفانه به راهي رفته که در کنار صدام قرار گرفته و
دکتر س. بنا يكشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۲ آشتی ملی يعنی اين که يک ملت پس از تجربه خشونت سياسی و به دنبال فراهم شدن شرايط آرامش سياسی نسبی بتواند حقايق را ببيند و در عين حال تصميم بگيرد که همه انتقامجويیها و اختلافاتی را که ميراث گذشته است به يکباره فراموش کند. يعنی اينکه آمادگی
دکتر س. بنا پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۲ انگيزه نوشتن اين مطلب سوال مرتضی مرديها در شماره 23 ماهنامه آفتاب است که در عنوان مقاله “از کجا آغاز کنيم” مطرح شده است. پاسخ من به سوال ايشان کنار گذاشتن همه تصويرهای رمانتيک “ضد آمريکا” و “موافق آمريکا” است. با نگاهی به ديدگاههای سياسی روشنفکران ما در
سهشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۱ خاطرات زندان اش را رضا به من گفته و نگفته… چيزهايي را که درفکرش هست، پارههاييش را به من گفته و چيزهايي را که در دلش هست، و نمیدانم که خودش میداند يا نمیداند که هست، نگفته… ولي من میدانم که هست، گرچه من هم شايد کمیدلم را به دل او